سیاهپوش؛ تجربهای در برابر بادهای مخالف
در کریدورهای بادخیز ایران، توربینهایی ایستاده اند که گاه بیش از خودِ باد با مانع روبه رو میشوند؛ موانع قانونی، تأمین مالی و بیثباتی سیاستگذاری. این در حالی است که پروژههایی مانند نیروگاه سیاهپوش نشان دادهاند که توسعه انرژی بادی در کشور ممکن است، اگر سیاست گذاری و تأمین مالی با واقعیت های فنی و اقتصادی همسو شوند.
احمد درازگیسو، مدیرعامل شرکت آرین مه باد و عضو هیئت مدیره انجمن انرژی های تجدیدپذیر در گفت وگو با برق سبز از تجربه های میدانی، چالش های جذب سرمایه و ضرورت اعتماد متقابل میان دولت و بخش خصوصی می گوید.
وضعیت تأمین مالی نیروگاههای بادی در ایران چگونه است و چه مدلهایی کارآمد هستند؟
در حال حاضر تأمین مالی پروژههای بادی در ایران با چالشهای جدی روبهروست. در فاز اول نیروگاه سیاهپوش، تأمین مالی از طریق آورده سهامداران و اخذ تسهیلات ارزی از صندوق توسعه ملی انجام شد. هرچند قوانین حمایتی نظیر «قانون تأمین مالی ۲» وجود دارد، اما در عمل دولت از ارائه ضمانت حاکمیتی (ساورین گارانتی) خودداری میکند. این مسئله، در کنار محدودیتهای ناشی از تحریم، عملاً امکان استفاده از منابع مالی بینالمللی، چه بهصورت مستقیم و چه از طریق صندوقهای صادراتی، را از کشور سلب کرده است.
در تأمین مالی داخلی نیز با توجه به چندنرخی بودن ارز، چالشهای قابلتوجهی در همخوانی نرخ ارز بین تعرفه خرید تضمینی برق (PPA) و بازپرداخت تسهیلات ارزی وجود دارد. در این میان، شفافیت در نرخ ارز و همسویی آن در نظام تعرفهگذاری و بازپرداخت، یکی از پیششرطهای حیاتی توسعه مالی این بخش است.
در مجموع، مدل تأمین مالی کارآمد در نیروگاههای بادی باید بر سهضلعی «قرارداد خرید تضمینی شفاف و بلندمدت»، «دسترسی به تسهیلات پایدار ارزی با نرخ منطقی» و «اعتماد متقابل بین سیاستگذار و سرمایهگذار» استوار باشد.
جذب سرمایهگذار داخلی و خارجی برای پروژههای بادی چه موانعی دارد؟
موانع جذب سرمایه در ایران را باید در سه سطح کلان اقتصادی، نهادی و اجرایی بررسی کرد. در سطح کلان، نبود ثبات در سیاستهای ارزی و نرخ بهره، عدم اطمینان به بازگشت سرمایه در بلندمدت، و تأخیر در پرداختهای خرید تضمینی، مهمترین بازدارندهها هستند.
در سطح نهادی، فرآیندهای اداری طولانی، نبود تضمینهای اجرایی شفاف، و ضعف در ارزیابی اعتباری پروژهها مانع حضور سرمایهگذاران خارجی شده است. در سطح اجرایی نیز محدودیت انتقال فناوری، دشواری در نقلوانتقال ارز و نبود سازوکارهای بیمهای معتبر از عوامل بازدارنده محسوب میشود.
با این حال، در دو سال اخیر سیاست الزام صنایع بزرگ با مصرف بیش از یک مگاوات برق به تأمین درصدی از انرژی مصرفی خود از منابع تجدیدپذیر، نقطه عطفی در جهت فعالسازی سرمایهگذاران داخلی ایجاد کرده است. البته تابلوی سبز بورس انرژی که بستر اصلی اجرای این سیاست است، هنوز عمق کافی ندارد و به راحتی دچار نوسانات قیمتی میشود. همچنین وزارت نیرو باید به تعهدات حمایتی خود در قبال برق عرضهشده در این تابلو ـ از جمله تحویل کامل انرژی خریداریشده و معافیت از خاموشی ـ پایبند بماند تا اعتماد بازار تقویت شود.
چه تجربیات عملی در مدیریت ریسک پروژههای بادی داشتهاید؟
در تجربه احداث فاز نخست نیروگاه سیاهپوش، بخش مهمی از مدیریت ریسک به کنترل همزمان سه حوزه فنی، مالی و اجرایی اختصاص داشت. از نظر فنی، انتخاب توربینهای با فناوری روز و تطبیق طراحی با شرایط باد منطقه، ریسک عملکرد را بهطور قابل توجهی کاهش داد. از نظر مالی، تطبیق زمانبندی برداشت تسهیلات با پیشرفت فیزیکی پروژه و پیشبینی نوسانات ارزی از طریق پوششهای مالی داخلی، از اهمیت بالایی برخوردار بود.
در سطح اجرایی نیز مدیریت فصلهای کاری، لجستیک دشوار در مناطق کوهستانی و هماهنگی میان پیمانکاران از ریسکهای جدی پروژه بود که با برنامهریزی دقیق زمانبندی و ارتباط مستمر میان واحدهای فنی و مالی کنترل شد. در مجموع، تجربه سیاهپوش نشان داد که رویکرد پیشنگرانه در ریسک ارزی و فنی مهمتر از واکنش پس از وقوع است.
چگونه میتوان پشتیبانی محلی و مشارکت جامعه را در پروژههای بادی افزایش داد؟
در پروژه نیروگاه سیاهپوش ما از ابتدای احداث تلاش کردیم تا حد امکان از ظرفیتهای بومی استفاده کنیم؛ از جمله بهکارگیری حداکثری نیروی کار بومی و استفاده از خدمات محلی در حوزههای پشتیبانی، تأمین غذا و سرویسهای روزانه. این رویکرد نهتنها هزینهها را منطقیتر کرد، بلکه نوعی حس تعلق در میان مردم منطقه ایجاد نمود.
در دوره بهرهبرداری نیز با ایجاد پارک انرژی سیاهپوش، فرصت بازدید و آشنایی مردم با فناوری بادی فراهم شد. این پارک به پلی میان صنعت و جامعه محلی تبدیل شده و زمینه گفتوگو و همکاری مداوم را ایجاد کرده است. در واقع، تجربه ما نشان داد که پشتیبانی محلی نه با تبلیغ، بلکه با حضور واقعی و شفاف در کنار مردم حاصل میشود.
نوآوریهای فنی در نیروگاههای بادی شما چه تأثیری بر راندمان و بازگشت سرمایه داشته است؟
در فاز نخست نیروگاه سیاهپوش، استفاده از توربینهای نسل جدید با سیستم کنترل هوشمند گام و گشتاور، بهویژه در شرایط باد متغیر منطقه، باعث شد ضریب ظرفیت نیروگاه در مقایسه با نیروگاههای بادی در همسایگی خود بهطور قابل توجهی بالاتر باشد.
همچنین بهرهگیری از سامانههای پایش آنلاین عملکرد (SCADA) و تحلیل دادههای بهرهبرداری، به کاهش توقفات غیرمترقبه و بهبود مدیریت تعمیر و نگهداری انجامید. این نوآوریها، در کنار بومیسازی بخشی از عملیات O&M، به کاهش هزینههای سالانه و بهبود بازگشت سرمایه منجر شد. بهطور کلی، هر میزان ارتقای هوشمندی در بهرهبرداری بادی، مستقیمترین اثر را بر جریان نقدی پروژه دارد.
چه مشکلات قانونی یا بوروکراتیکی سد راه پروژههای بادی شدهاند؟
مهمترین مانع، ناهماهنگی میان نهادهای اجرایی و مقررات ناپایدار است. از زمان صدور مجوز تا مرحله خرید تضمینی، پروژهها با فرآیندهای پیچیده و گاه متعارض روبهرو هستند. تغییرات مکرر در نرخ پایه خرید تضمینی و نبود ضمانت اجرایی برای پرداختها، برنامهریزی بلندمدت را دشوار میکند.
در حوزه اراضی نیز فرآیند تخصیص زمین از منابع طبیعی و محیطزیست گاه ماهها به طول میانجامد و موجب تأخیر در شروع عملیات میشود. برای توسعه واقعی این صنعت، کشور نیازمند چارچوب نهادی منسجم و پایدار است که از مرحله مطالعات تا اتصال به شبکه، فرآیندها را تسهیل و شفاف کند.
اثرات اجتماعی و اقتصادی نیروگاههای بادی بر اشتغال و توسعه مناطق کمبرخوردار چگونه بوده است؟
نیروگاههای بادی، بهویژه در مناطق کمتر توسعهیافته، میتوانند منشأ تحولی واقعی در اقتصاد محلی باشند. در پروژه سیاهپوش، استفاده حداکثری از نیروی کار بومی نهتنها موجب اشتغال مستقیم در مرحله ساخت شد، بلکه زنجیرهای از فعالیتهای غیرمستقیم در حوزههای خدماتی، حملونقل و پشتیبانی را نیز فعال کرد.
در دوره بهرهبرداری نیز حضور پایدار نیروگاه و ارتباط مستمر با جامعه محلی از طریق پارک انرژی، به تقویت حس تعلق و اعتماد اجتماعی کمک کرده است. این تجربه نشان داد که توسعه نیروگاه بادی، اگر با نگاه جامعهمحور انجام شود، میتواند به یکی از محرکهای توسعه پایدار منطقه بدل گردد.
چه پروژههای بادی نمونه موفق بوده و چه درسهایی برای دیگران دارد؟
در میان پروژههای داخلی، سیاهپوش نمونهای شاخص از هماهنگی فنی، مالی و اجتماعی است. انتخاب توربین متناسب با مشخصات باد، بهرهگیری از پیمانکاران توانمند داخلی و مدیریت دقیق مراحل احداث از نقاط قوت آن بود. در سطح بینالمللی، پروژههایی مانند Horns Rev در دانمارک و Alta Wind در آمریکا نشان میدهند که موفقیت در صنعت بادی بیش از هر چیز به ثبات قراردادهای بلندمدت، بیمههای جامع و شفافیت مالی وابسته است.
درس مهم برای ایران آن است که در کنار فناوری و سرمایه، باید به ابزارهای مدیریتی نظیر بیمه وقفه کسبوکار (Business Interruption)، تعریف دقیق فصل مشترک پیمانکاران در قراردادهای EPC و مدیریت هوشمند نرخ ارز توجه ویژه شود؛ عواملی که در بلندمدت از زیانهای بزرگتر جلوگیری میکنند و اعتماد سرمایهگذار را حفظ مینمایند.
چه راهکارهایی برای کاهش ریسک سرمایهگذار و افزایش اعتماد بازار پیشنهاد میکنید؟
نخستین گام، پایداری قراردادهای خرید تضمینی (PPA) و تعهد دولت به اجرای دقیق آن است. دوم، ایجاد ابزارهای پوشش ریسک مانند بیمه نوسانات ارزی و بیمه وقفه کسبوکار برای محافظت از جریان نقدی پروژهها. سوم، تقویت نظام ارزیابی پروژهها از سوی بانکها و صندوقهای توسعه، تا سرمایهگذاران از اطمینان فنی و مالی کافی برخوردار باشند.
همچنین تعریف دقیق فصل مشترک میان پیمانکاران EPC و ناظر پروژه، و الزام به گزارشدهی شفاف مالی، از تنشهای اجرایی میکاهد. تجربه نشان داده که شفافیت مالی و حقوقی، مؤثرترین ابزار برای کاهش ریسک و افزایش اعتماد در بازار انرژی بادی است.
چشمانداز پنج سال آینده نیروگاههای بادی ایران از نظر شما چگونه است؟
چشمانداز پنجساله نیروگاههای بادی در ایران را میتوان «خوشبینانه اما مشروط» دانست. ظرفیت بالقوه کشور بسیار بالاست و تجربه نیروگاه سیاهپوش نشان داده که با انتخاب فنی درست و مدیریت کارآمد میتوان به ضریب ظرفیت بالا و عملکرد پایدار دست یافت. با این حال، رشد واقعی این بخش منوط به اصلاحات بنیادین در سیاستگذاری و تأمین مالی است.
در بعد فنی، انتظار میرود توسعه در کریدورهای بادخیز مانند رودبار و شرق کشور ادامه یابد و بومیسازی خدمات O&M و قطعات کمریسک، هزینههای بهرهبرداری را کاهش دهد. در بعد مالی، پایداری قراردادهای خرید تضمینی، شفافیت در سازوکار ارزی و دسترسی به تسهیلات ارزی داخلی تعیینکنندهاند.
در شرکت ما، برنامه فاز دوم نیروگاه سیاهپوش با هدف حدود ۱۰۰ مگاوات در حال پیگیری است و بر اساس تجارب فاز اول، الگویی از توسعه تدریجی، بومیسازی و مدیریت ریسک ارائه میدهد. اگر اصلاحات مالی و سیاستی بهموقع انجام گیرد، پنج سال آینده میتواند دوره تثبیت و جهش صنعت بادی کشور باشد.
سید احمد درازگیسو
مدیرعامل شرکت تولیدی آرین مه باد
منبع: مصاحبه با فصلنامه برق سبز (متعلق به انجمن انرژیهای تجدیدپذیر ایران)
